أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
64
آثار الباقيه ( فارسى )
طعن در نسب ميمون قداح و در تصحيح اين دعوى به بخشش مالها و جعاله ، نيازى است چنان كه عبيد اللّه بن حسن بن احمد بن عبد اللّه بن ميمون قداح وقتى كه در مغرب خروج كرد خود را به علويان منسوب داشت و علويان انكار كردند مال زيادى و جعاله بسيارى بايشان بخشيد و علويان را ساكت كرد و اين نسب بشخصى كه محقق باشد با همه شهرتى كه يافته پوشيده نيست و كسى كه در زمان ما از اين خانواده قايم باشد ابو على بن نزار بن معد بن اسماعيل بن محمد بن عبد اللّه است . من اين انساب را ذكر كردم تا بفهمانم كه مردم تا چه اندازه درباره كسى كه دوست دارند تعصب مىورزند و با شخصى كه بد هستند تا چه حد بغض و كينه دارند بقسمى كه گاهى افراط در اين دو اعتقاد سبب رسوايى دعاوى ايشان مىشود . پسر بودن اسكندر براى فيلفس آشكارتر از اين است كه مخفى بماند اما خانواده فيلفس را جميع علماء انساب ابن طور ذكر مىكنند فيلفس بن مضربو بن هرمس بن مرداس بن ميطون بن رومى بن ليطى بن يونان ابن يافث بن سوخون بن روميه بن بزنط بن توفيل بن رومى بن الاصفر بن اليفز بن العيص بن اسحق بن ابراهيم است . اقوال ديگر در حقيقت ذو القرنين و گفتهاند ذو القرنين مردى بود كه اطوكس نام داشت و بر حاميرس كه يكى از ملوك بابل است خروج كرد و با او پيكار كرد تا آنكه چيره شد و سر جاميرس را با موها و دو گيسويى كه داشت از سر بكند و داد سر او را دباغى كردند و او را تاج خود قرار داد و بدين سبب او را ذو القرنين گفتند . و برخى گفتهاند كه ذو القرنين منذر بن ماء السماء است كه منذر بن امرء القيس باشد . در اين اسم مردم را اعتقادات عجيبى است مىگويند مادر ذو القرنين جن بوده